counter create hit

مطالب مرتبط:

5 زخمی در انفجار دیگ بخار در شهرک صنعتی آمل

انفجار دیگ بخار در شهرک صنعتی آمل پنج نفر را روانه بیمارستان کرد.

روش های تغذیه ای در تقویت بینایی علمی نیست/ دلایل ضعف بینایی عمدتا ارثی هستند

جراح و متخصص چشم گفت: ضعیف شدن چشم عمدتاً دلایل ارثی دارد و برای جلوگیری از آن عینک زدن نقش خاصی ندارد.

سهام اسپاتیفای وارد بورس شد

رسانه کلیک – سهام اسپاتیفای سرویس پرقدرت و غول موسیقی دنیا سرانجام در بورس به صورت عام عرضه شد. اسپاتیفای (Spotify) نیازی به معرفی ندارد؛ محبوب ترین سرویس موسیقی دنیا که شهرت آن مرز جغرافیایی نمی شناسد و کاربران بسیاری را از سرتاسر کره خاکی به خود علاق ...

در صورت وقوع جنگ میان اسرائیل و ایران، آمریکا چه خواهد کرد؟

در همین رابطه، با توجه به پیوند قوی روابط آمریکا با اسرائیل، کارشناسان زیادی بر این باورند که در هرگونه جنگ میان ایران و اسرائیل، آمریکا نیز تمام قد از اسرائیل حمایت خواهد کرد و ایران باید با نیروهای آمریکایی مواجه شود. با این حال، ایهود ایلام، تحلیلگر شورای امنیت ملی ...

ساخت «انسان کامل» خطرناک است

استاد سید حسین نصر

۶ کودک مفقود شده، چگونه در تهران پیدا شدند؟

رییس پلیس پایتخت جزئیاتی بیشتری از پیدا شدن شش کودک مفقود شده در تهران را تشریح کرد.

زمان پرداخت معوقات فرهنگیان را اعلام کرد

وزیر آموزش و پرورش از دریافت تنخواه از خزانه برای پرداخت مطالبات فرهنگیان خبر داد.

تاکید مجدد ظریف بر راه حل سیاسی بحران سوریه

محمد جواد ظریف با وزیر امور خارجه نامیبیا دیدار و رایزنی کرد.

هراز یکطرفه شد

رئیس پلیس راه ویژه شرق استان تهران گفت: تردد در محور هراز از مسیر شمال به جنوب تا اطلاع ثانوی ممنوع شد.

روایت از سالها مبارزه و حداقل یکی از مجازات سنگسار سازمان ملل متحد: به اشتراک گذاری در 22 بهمن به شهادت رسید

روایت سال ها مبارزه؛ از پژاک تا داعش: تکاوری که در 22 بهمن به شهادت رسید

مراحل فرهنگی, خبرگزاری باشگاه پویایی است. شاهدان مدافع حرم"طرف تر" متولد سال 59 و نیروهای بهار او و محمد است رسول خدا(ایرنا) تهران ، است که از دوران کودکی از شهید سبک راه خود را به رسم زندگی خود را. بسیار سریع و وارد سپاه از آرمان های انقلاب اسلامی و مرز و بوم کشور دفاع کند. در اوج جوانی با دختری از خانواده‌ای مذهبی ازدواج می‌کند، مادر به خانواده عروس تاکید می‌کند که پسرش خیلی در این دنیا نمی‌ماند و عاقبتش به شهادت ختم می‌شود. حاصل این ازدواج سه فرزند دختر می‌شود.وقتی رقیه آخرین دخترش یک ساله می‌شود، پدر برای حفظ حریم عقیله بنی هاشم و دفاع از مردم مظلوم، داوطلبانه راهی سوریه می‌شود که در مرحله اول، کنار همرزم خود شهید«میثم نجفی» با اصابت ترکش، جانباز می‌شود ولی خیلی سریع دوباره به سوریه برمی‌گردد تا در نهایت بعد از رشادت‌های فراوان در 22 بهمن ماه سال 94 به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت می‌رسد و پیکرش برای 2 سال در گمنامی می‌ماند. سرانجام پیکر در همان ماهی که به سوی معشوق پرکشیده بود، از طریق آزمایش DNA شناسایی شد و خانواده وی در روز 25 بهمن ماه برای نخستین بار با او دیدار و وداع کردند. «خدیجه مذنبی» مادر این شهید مدافع حرم در گفتگو با خبرنگار تسنیم درباره خصوصیات اخلاقی پسرش چنین می‌گوید: «به جرات می‌توانم قسم بخورم که از زمان رسیدن به سن تکلیف، نماز قضا ندارد. از 13 سالگی روزه می‌گرفت و ماه‌های رجب، شعبان و رمضان را با روزه گرفتن به هم وصل می‌کرد. وقتی به او می‌گفتم چرا آنقدر روزه می‌گیری؟» می‌گفت: «لحظه به لحظه زندگی را به خدا بدهکار هستیم.» از همان اول که حقوق گرفت، خمس پرداخت می‌کرد و به پدرش می‌گفت: «هر مردی که به سن تکلیف می‌رسد، خمس به او تعلق می‌گیرد و حتی اگر نتواند بدهد، باید دفتر خمس داشته باشد.»شاگرد ممتاز مدرسه بودمادر شهید با اشاره به اینکه پسرش همیشه در فکر شهادت بود، ادامه می‌دهد: «چون عمویش هم شهید شده بود، همیشه به فکر شهادت بود. دانش‌آموز ممتاز مدرسه بود. در مدرسه همیشه امانت‌دار بود و پول‌هایی را که برای خرید برخی لوازم جمع می‌کردند را برای امانت نزد او نگه می‌داشتند.»ماجرای خواب دیدن مادر از وعده شهادت پسرش/شهادت لیاقت می‌خواهداین مادر شهید که خواب شهادت پسرش را سال‌های پیش و زمانی که پسرش به مدرسه می‌رفته، دیده بود، آن را اینچنین تعریف می‌کند و می‌گوید: «خواب شهادت پسرم را وقتی او راهنمایی بود، دیدم. پسرم آن زمان وقتی که هنوز مستاجر نداشتیم، در طبقه بالای خانه، می‌خوابید. هیچ وقت هم اهل اینکه روی تشک بخوابد، نبود و می‌گفت: «اینطوری راحت‌تر هستم.» برادر همسرم، «اکبر میرسیار» وقتی 20 ساله بود به شهادت رسید. او 6 ماه بود که عقد کرده بود. در خواب دیدم که گفتند می‌خواهند پیکر او را بیاورند، من خیلی خوشحال شدم و گفتم می‌رویم و یکبار دیگر او را می‌بینیم.برادربزرگ همسرم آمد و دیدم که قبر برادر شهیدش را می‌کَند و یک پسر حدود 12 ساله هم به او کمک می‌کند که او را نمی‌شناختم. وقتی کندن قبر تمام شد، گفتند که بیا شهید را ببینید. تا رفتم بالای قبر، احسان را دیدم که به پهلوی راست نخوابیده و یک پیراهن کرم رنگ داشت و ملحفه صورتی رنگ رویش بود. جیغ زدم و گفتم:«این احسان است، اکبر نیست.» بعد بچه ای را که نمی‌شناختم و کمک برادر همسرم برای کندن قبر بود، گفت:«حاج خانم این اکبر است، احسان دارد راهش را پر می‌کند.» از خواب که بیدار شدم، فکر کردم که احسان با اراذل و اوباش محل درگیر شده و او را با چاقو زده‌اند، به طبقه بالا رفتم که دیدم خوابیده است. خیالم راحت شد. بعد از سه روز این خواب را برایش تعریف کردم و گفتم: «احسان من سه شب پیش خواب دیدم که تو شهید شده‌ای و در قبر عمویت بودی» که گفت:«شهادت لیاقت می‌خواهد، هر کسی نمی‌تواند شهید شود.»روز خواستگاری به مادر همسرش گفتم: قسمت او شهادت استمادر شهید با یادآوری روز خواستگاری پسرش، چنین می‌گوید :«زود به خواستگاری رفتیم. آن زمان 5 سال سابقه سپاه داشت. روز مراسم به مادر عروسم گفتم: «خواه ناخواه، این شهادت قسمتش می‌شود، الان که جنگ نیست، ولی آموزش‌های سخت را انتخاب می‌کند و جزء نیروهای صابرین است.» مادر همسرش هم چون خانواده  مذهبی بودند، گفت:«هر چه خدا بخواهد.» با گروه پژاک هم مبارزه می‌کرد و به کردستان هم خیلی می‌رفت.» همراه و همرزم شهید مدافع حرم«میثم نجفی» بوداین مادر شهید درخصوص شهادت پسرش چنین می‌گوید: «اولین مرتبه مهرماه سال 94 به سوریه رفت. با شهید «میثم نجفی»در یک پادگان بودند. با همدیگر هم اعزام شدند. هر  دو هم‌محلی بودند و همه جوره همراه هم بودند. دو تا از پسرهایم همزمان با هم به سوریه رفته بودند. بعد از اتمام دوره 45 روزه، پسر دومم و یکسری‌ دیگر برگشتند. میثم گفته بود: «کمی می‌مانم» پسر من هم گفته بود: «من هم پیش تو می‌مانم.» ده روز بعد از برگشت ایمان پسرم، میثم در کنار احسان مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد که پس از مدتی شهید می‌شود. پسرم از دو ناحیه انگشت و کتف، ترکش خورده بود، که ترکش کتف تا موقع شهادت در بدنش بود. بعد از برگشت، دیگر هیچ چیز جلودار او نبود.»از خدا می خواهم سه پسر دیگرم هم راه شهدا را ادامه دهندمادر شهید در ادامه می‌گوید: «الان سه پسر دیگر دارم و راضی هستم که هر سه راه شهدا را ادامه دهند و در این راه بروند. عموی شهیدشان هم، همین را می‌خواست. دو تا از پسرهایم، عموی خود را دیده بودند، ولی احسان بعد از شهادت او به دنیا آمده بود. شهادت پسرم، افتخار برای کشور و نظام است. وقتی همکارانش خبر شهادت احسان را دادند، خدا می‌داند که اصلا گریه نکردم و گفتم: «می‌دانستم که شهید می‌شود» ولی فکر من به سوریه نمی رفت. پسر دومم که هم مدافع حرم است.بهمن، ماه سرنوشت ساز شهیداین مادر شهید می‌گوید: «مراسم خواستگاری پسرم، 22 بهمن بود، روز مفقود شدن 22 بهمن و روز پیدا شدن هم 22 بهمن بود که روز 24 بهمن به یقین رسیدند و به ما اطلاع دادند. از طریق آزمایش DNAپسرم شناسایی شده است.»از 15 سالگی وصیت نامه می‌نوشتمادر شهید درخصوص وصیت پسرش می‌گوید: «از 15 سالگی وصیت‌نامه می‌نوشت. مهمترین نکته وصیت‌نامه‌اش این بود که جوان‌ها راه راست بروند و زیر سلطه نباشند. سالی دو مرتبه وصیت می‌نوشت و هر وقت اگر در زندگی‌اش تغییری اتفاق می‌افتاد، وصیت می‌نوشت. از روز اول ماه محرم تا آخر ماه صفر، مشکی می‌پوشید. هر لحظه که او را نگاه می‌کردم، می‌دانستم ماندنی نیست و برای این دنیا نیست.»دنده‌هایش را لمس کردم و گفتم:خوش به حالت که رو سفید رفتیاین مادر شهید درباره احساس خود از بازگشت پیکر پسرش، چنین می‌گوید: «احساس خوشحالی دارم و خدا را شکر می‌کنم. تمام مهره‌های کمرش که به پای اسلام می‌ایستاد، همه از هم جدا شده‌اند، دنده‌هایش را لمس کردم و گفتم: «خوش به حالت که رو سفید رفتی و دل از دنیا و سه دختر کندی.» توانست این راه را ادامه دهد و ما هم راضی به رضای خدا هستیم.انتهای پیام/